– مهد والیبال، شهر عاشقان والیبال، شهر فلامینگوها،… که این روزها طرفداران دو آتیشه و بعضاً جوان والیبال و رسانه‌های دیداری و شنیداری به ورزش اول شهر ارومیه می‌دهند و به گمان نویسنده این میراث حاصل زحمات کسانی بوده که بدون هیچگونه چشمداشت و سود آنچنانی در طول نیم قرن گذشته صورت پذیرفته و تجربیات زیاد و گران بهایی را در این عرصه به یادگار گذارده‌اند.

مرحوم قارصی، مرحوم آفریدون، کارگر پیشه‌ها و ده‌ها مربی و صدها بازیکن تراز اول در این مسیر پرپیچ و خم پا نهاده‌اند تا ارومیه شده شهر عشاق والیبال، باشگاه‌های بزرگ و معتبری چون راه و ترابری، مقاومت، پگاه، آذر پیام و حالا شهرداری و اینکه چرا این رشته پرطرفدار نتوانسته در دیار تاکهای سربلند مقام ارزشمندتر از نایب قهرمانی را کسب نماید.

و تمامی دوستداران و علاقه مندان در حسرت یک مقام قهرمانی انتظار می‌کشند را بایستی از چه افرادی سؤال کرد و ضعف کدام مجموعه‌ها در طول سالیان گذشته مسبب وضعیت کنونی نابهنجار و به خیال اکثر طرفداران اسفبار شده دانست.

شهری که تمام معیارها و فاکتورهای اساسی را برای آقایی والیبال ایران دارد به مثال سالن زیبای ۶۰۰۰ نفری غدیر حمایت مردمی از تیم به سبب اینکه به نحوی هزینه‌های این تیم از محل اخذ عوارض و درامدهای شهری وصول می‌شود.از عشق و علاقه شهروندان که در هر کوچه و خیابانش می‌توان تورهای والیبال را در آن افراشته دید، سیل عظیم نونهالان و نوجوانان علاقمند را که در طول سال با پرداخت هزینه‌های آنچنانی به کسب مهارتها و آموزشهای این رشته می‌پردازند.

نکته قابل توجه در بیان مطالب فوق، بحث شیرین قراردادهای مالی آنچنانی کادر مربیگری و بازیکنان تیم والیبال شهرداری است که از سال ۹۱ همزمان با ارتقاء چشمگیر سطح والیبال ایران در آسیا و جهان و امسال در المپیک صورت گرفت و سبب شد خیلی چیزها نه تنها به آنها فکر نشود، بلکه گوشه چشمی هم به مقوله بازیکن پروری و تربیت نسل جدید والیبال اعم از کادر فنی متخصص و بازیکنان بومی صورت نگرفته بطوریکه طبق آمار به‌دست آمده از ابتدای سال ۹۱ هیچ بازیکن جدید با معیارهای ملی و بین المللی در مهد والیبال تربیت نیافته است.

به نحویکه تمامی نخبگان فعلی برگرفته از مکتب والیبال ارومیه در اواخر دهه ۸۰ است خداپرست، بنیادی، معروف، علیزاده، فرید، رضایی و عبادی پور و از زمان ظهور باشگاه شهرداری با عنوان کردن حرفه‌ای بودن لیگ و باشگاه‌ها، پای بازیکنانی امثال فیاضی، محمودی، میرزاجانپور و بازیکنان صرب، برزیلی و ایتالیایی با پرداخت هزینه‌های آنچنانی به ارومیه باز شد.

هرکدام از این سفره خان نعمت شهرداری ارومیه، لقمه‌ای چرب و نرم برداشته و رفته و حتی پشت سرخود را هم نگاه نکرده و بلکه در پاره‌ای مواقع طلبکار هم شدند.سال ۹۱ با مدیریت رسول اصغرزاده ۳ میلیارد تومان در این تیم هزینه شد سپس در زمان مدیریت پیمان رضایی این رقم دو برابر شده و به ۶ میلیارد تومان رسید.

این افزایش تصاعدی بازهم ادامه یافت بطوریکه در سال ۹۳ و در زمان مدیریت احد یوسفی به ۱۲میلیارد تومان افزایش یافت.

این ارقام با همین شیب تند افزایشی در دو سال ۹۴ و ۹۵ هم ادامه یافت و هزینه‌های بی حد و حصر و غیر کارشناسانه از جیب شهروندان ارومیه را روی دست شهرداری ارومیه گذاشت و دست آخر هم اینک با بدهی‌های میلیاردی، مجموعه مدیریت شهری باز هم دست و پنجه نرم می‌کند.

این در حالیست که در پاره‌ای مواقع شهرداری ارومیه از پرداخت حقوق کارکنانش عاجز مانده و در ماجراهای مربوط به این باشگاه هرکسی طرف مقابل را مقصر و بانی مشکلات پدید آمده می‌داند.

آمارها نشان می‌دهد که باشگاه شهرداری ارومیه علناً متکی به بازیکنان غیر بومیست آنهم بعد از ۵ سال تیم داری و سرمایه گذاری و عدم توجه به ورزش پایه و یا به دلیل نبود نیروهای متخصص و کار بلد کاری از پیش نبرده است.

باشگاه شهرداری ارومیه بعد از گذشت ۵ سال تیم داری و هزینه کرد نزدیک به ۴۰ میلیارد تومان هنوز یک زمین و یا سالن اختصاصی تمرینی مناسب ندارد.هنوز کانون هواداران متحد و منسجمی برای این تیمی که نزدیک به یک صد هزار نفر تماشاگر دو آتیشه دارد شکل گیری نشده و لیدرهای باشگاه به‌صورت خودجوش و یا با نظر شخصی مدیرعامل انتخاب می‌شوند، بعد از ۵ سال هنوز کار فرهنگی مبتنی بر اعتقادات ایرانی اسلامی ما و ترویج فرهنگ و منش پهلوانی چه در بین بازیکنان و چه درروی سکوهای سالن ۶۰۰۰ نفری صورت نگرفته، به نحوی که بازیکن ملی پوش بعد از جدایی از تیم با بداخلاقی و خیانت درامانت و گرفتن بخشی از قرارداد خود چک امانت باشگاه را به اجرا گذاشته و به توقیف اموال شهرداری اقدام می‌کند.

و چه تعداد اندک تماشاگری که بعد از باخت در اولین دیدار خانگی شروع به فحاشی به زمین و زمان کرده و سبب محرومیت باشگاه می‌شوند و هیچ عکس العملی از متوالیان امر صورت نمی‌گیرد و می گویند باید حوادث به وجود آمده به هر نحو ممکن می‌بایستی مدیریت شود.

فقدان تخصص لازم مدیرعامل در عرصه ورزشی قبل از ورود به باشگاه حتی ۱ ساعت انجام کار ورزشی در سال ۹۲ و ناآشنایی با فضای حساس والیبال آنهم با چندین مربی، داور و بازیکن بومی با رتبه ملی و بین المللی سبب اختلاف شدید در بدنه والیبال ارومیه شد و دخالت‌های بی حد و حصر مجموعه مدیریت شهری در امورات باشگاه در بعد فنی و اظهار نظرهای غیر کارشناسانه عده قلیلی از اعضای محترم شورای شهر در خصوص عوامل تیم و یارکشی های دوستانه و فامیلی سب بدبینی مضاعف شده است.فقدان تربیت پشتوانه‌های جدید از بین نوجوانان و جوانان و تأسیس نکردن صحیح و مناسب آکادمی تخصصی والیبال شهرداری و راه اندازی کردن مدرسه والیبال توسط باشگاه آنهم صرفاً با نام و برند شهرداری برای تأمین منافع مالی عده‌ای افراد خاص به نحویکه حتی درآمدهای حاصله عاید باشگاه هم نشد و عدم تأسیس زیرساخت‌های سخت افزاری مناسب توسط شهرداری در سنوات گذشته و حضور بازیکنان غیربومی از سایر استانها و دیگر کشورها با قراردادهای نجومی در طول چندین سال گذشته فقط و فقط نامی دهن پر کن از شهر عشاق والیبال به یادگار گذاشته است.

به نحویکه فقط رقم بدهی مالیاتی باشگاه به حدود ۳میلیارد تومان می‌رسد.

کارشناسان امر بر این باورند که فقط در طول دو سه سال اخیر آنهم با رویکرد مدیریت فعلی، فقط و فقط و به‌صورت بی حد و حصر از بیت المال هزینه کرده و هیچگونه بازگشتی از قبل پرداختهای صورت گرفته انجام نشده و بازیکن ارزشمند و قابل فروشی تربیت نشده و درآمد چندانی از آن حاصل نشده و حال جهت حل مشکلات به وجود آمده و فعلی با هزینه رقم‌های میلیاردی بازهم می‌خواهند این مسیر غلط را ادامه دهند.

اعتماد سؤال برانگیز شهردار به کسانیکه تابه حال نتوانسته‌اند کاری از پیش ببرند و به دلیل سوء مدیریت ادامه راه را برای شهرداری مشکل کرده‌اند جای بحث و بررسی ویژه‌ای را می‌طلبد.در این میان هیئت والیبال آذربایجان غربی هم نتوانسته آنطور که باید و شاید همکاری و تعامل مثبتی با باشگاه صورت دهد و انتخاب انتصاب گونه رئیس هیئت والیبال استان هم نتوانسته هم افزایی مدنظر اداره کل ورزش و جوانان استان را به عنوان متولی ورزش استان به وجود آورد.

در این گیرودار فدراسیون والیبال هم قصد گرفتن ماهی از آب گل آلود را دارد و در عوض حمایت از باشگاهی که از جیب مردم برای اعتلای ورزش والیبال هزینه می‌کند، مدام چوب لای چرخ باشگاه گذاشته و انگار آنها هم متوجه شده‌اند که مدیریت فعلی باشگاه نه تنها خوب هزینه می‌کند و نتیجه‌ها را در تمامی ابعاد واگذار می‌نماید و بالطبع روش خرج کردن آنچنانی را هم بلد است و در طول سالهای گذشته هزینه تیم والیبال بزرگسالان را چهار یا پنج برابر کرده و نتیجه‌ای بهتر از نایب قهرمانی آنهم با افتضاحی که در فینال بازیها در خانه والیبال تهران رخ داد و تماشاگران ارومیه بعد از تحمل باخت تیم مورد ضرب و شتم قرار گرفتند بنابراین قضاوت این را که در این میان سر چه کسی بی کلاه می‌ماند، بر عهده خوانندگان محترم قرار می‌دهیم.

سرمایه‌های اصلی والیبال ارومیه تماشاگران بی ادعا، فهیم و تنها کسانی هستند که توانسته‌اند در این عرصه سربلند از میادین خارج شوند و بقیه یعنی فدراسیون والیبال، هیئت والیبال استان، مدیرعامل باشگاه، کادر فنی تیم و بازیکنان صرفاً بازنده‌های این کارزارند.