استقلال تهران در آزادي نتيجه ديدار رفت با استقلال خوزستان را تکرار کرد تا بيش از پيش علل و عوامل ناکامي تيم در اين فصل توجه هواداران را به سوي خود جلب کند. اگر شما نيز مايليد علل اين شکست را بدانيد در ادامه متن با ما همراه باشيد:

۱- استکبار جهاني و در راس آن آمريکاي جنايتکار؛ در جهان بي رحمي زندگي مي‌کنيم که براي «استقلال» داشتن و مستقل بودن بايد هزينه‌هاي گزافي پرداخت و مطمئنا استقلال تهران از اين قاعده مستثني نيست. اين که مي‌بينيد که گل‌هاي سالم اين تيم را آفسايد اعلام مي‌کنند در واقع همان هزينه‌‌اي است که براي استقلال و آزادي پرداخت مي‌کنند! از اينها که بگذريم تجربه ۳۸ سال اخير به خوبي نشان مي‌دهد که هر کجا مشکلي داشته‌ايم رد پاي گل آلود آمريکا قابل رويت بوده است! شما همين تيم پرسپوليس را ملاحظه کنيد؛ سرمربي کروات آورده و رفته در دامان غرب و نتيجه هم مي‌گيرد!

۲- نيمکت‌نشيني سيدمهدي رحمتي؛ مرد حسابي! سيد خدا را با آن يال و کوپال برداشته‌اي گذاشته‌اي نيمکت ذخيره‌ها؟! طرف تو را عاق کند طومارت در هم پيچيده خواهد شد! در اصطلاح فقهي به آن مي‌گويند «عاق دروازبانَين»! نشان به آن نشان که از وقتي رحمتي نيمکت‌نشين شده استقلال فقط يک بازي را با پيروزي پشت سر گذاشته است.

و اکنون سخناني براي دلداري دادن به دوستداران لاجوردي‌پوشان:

قضا و قدر؛ با قضا و قدر که نمي‌شود مبارزه کرد، از قديم گفته‌اند «الخَيرُ في ماوَقَع»! حتما پشت باخت استقلال حکمتي نهفته. اصلا برنده شدن مستلزم نوعي غرور، نخوت و غفلت است! به قول سعدي:

ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند

تا تو تيمي به کف آري و به غفلت نبري!

همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار

شرط انصاف نباشد که رقيبت ببري!

ضمنا از قديم گفته‌اند «باخت حق است» و «شتري است که در خانه هر کس مي‌خوابد»! گوارديولا و مورينيو مگر اين فصل کم باخته‌اند؟! ضمنا ناپلئون گفته است که «شکست پل پيروزي است». فقط مشکل اينجاست که استقلال زيادي روي پل مانده و به آن سوي پل قدم نمي‌گذارد! رقباي استقلال هم همه کشتي‌گير، استقلال را روي پل مي‌برند و ۲ امتياز مي‌گيرند!