لاله صديق نامي است كه همه را یاد نخستین خط شکن اتومبیل رانی بانوان می اندازد. بانويي كه پانزده سال در اين ورزش حضور داشته و حتي لقب شوماخر ايران را هم به خود اختصاص داده است. او يك تنه پرچم اتومبيلراني بانوان را بالا نگه داشته و به عنوان تنها خانم در مسابقات آقايان شركت مي‌كند و البته يكي از جدي‌ترين رقبا هم محسوب مي‌شود.

صديق كه به تازگي در فدراسيون جهاني اتومبيلراني صاحب كرسي هم شده،  در خصوص ورود بانوان به ورزشگاه براي تماشاي فوتبال هم صحبت كرد.

 

از دنياي اتومبيلراني چه خبري براي‌مان داريد؟

خبر كه زياد است. هم كلي مسابقه داريم و هم كلاس‌هاي آموزشي. آخر هفته يك مسابقه سرعت در چند كلاس برگزار مي‌شود كه در دوره قبل آن خوشبختانه روي سكو ايستادم. در بهمن هم مسابقه رالي داريم كه در اصفهان برگزار مي‌شود. در اين دو رقابت من تنها خانم شركت كننده هستم. اما در ساير مسابقات كه آماتور است رقابت اسلالوم را داريم كه براي خانم‌هايي است كه تازه وارد اين ورزش شدند. در بحث آموزش هم در نظر داريم هوا كه خوب شد كلاس آموزش مربيگري درجه ۳ را برپا كنيم. بحث آموزش برعهده خودم است و از آنجايي كه تعداد متقاضيان زياد شده قرار شد با برگزاري اين دوره آموزشي، در سطح آماتور كار را به مربيان ديگر بسپاريم.

 

گويا يك خبر هم از فدراسيون جهاني داريد؟

بله، مدتي پيش فدراسيون جهاني ايميلي را براي فدراسيون ايران فرستاد كه به پيشنهاد خودشان توانستيم يك كرسي بين‌المللي بگيريم. طبق اين پيشنهاد من عضو كميته ۱۲ نفره‌اي مي‌شوم كه اعضاي آن از تمام دنيا‌ آمده‌اند. از آسيا هم من را انتخاب كرده‌اند.

 

كار شما در اين كميته چيست؟

ما در اين كميته تمام ورزشكاراني كه در ورزش‌هاي موتوري آسيب ديده‌اند و ناتوان يا كم‌توان شده‌اند را مورد حمايت خود قرار مي‌دهيم. چه حمايت مالي و چه حمايت‌هاي ديگر مثل مسابقات و … اين خيلي خوب است كه ما توانستيم يك كرسي ديگر در فدراسيون جهاني بگيريم. تنها كسي كه از ايران در فدراسيون جهاني كرسي داشت، دكتر صالح‌خو بود و الان دو كرسي داريم.

 

چه پايان سال پركار و فعالي…

بله همينطور است (خنده). به جز مسابقه جمعه، يك مسابقه رالي، يك مسابقه ريس، احتمالا يك مسابقه آف‌رود و مسابقات اسلالوم را خواهيم داشت. البته معمولا سال‌هاي پيش ماه اسفند آخرين مسابقات برگزار مي‌شد اما امسال اسفند را حذف كردند و سال ورزشي اتومبيلراني در بهمن تمام مي‌شود.

 

مثل اينكه حال اتومبيلراني خوب است؟

به نظر من اتومبيلراني نسبت به سال‌هاي قبل خيلي فعال‌تر شده است. رييس جديد فدراسيون به هيات‌ها و كساني كه در اين ورزش سابقه دارند اعتماد كرده و هركدام‌شان كه به ميدان‌ آمده‌اند، مسووليتي را برعهده گرفته‌اند. علاقه‌مندان به اين ورزش هم كم نيستند و اين شرايط باعث مي‌شود دست استان‌ها براي برگزاري مسابقه و رونق اتومبيلراني باز باشد. از طرفي سال آينده با بيشتر شدن پخش زنده مسابقات اسپانسرها هم ورود مي‌كنند و اين هم چاره مشكلات اتومبيلراني است…

 

شما در حالي پيشتاز اتومبيلراني شديد كه عرف جامعه چندان اين موضوع را نمي‌پذيرفت اما الان شرايط تغيير كرده.

الان تعداد بانوان علاقه‌مند به اتومبيلراني خيلي زياد است اما به خاطر هزينه‌هاي بالا و شرايط سخت آماده‌سازي خودرو و تمرينات ماندن‌شان كمي سخت است چون شرايط آمادگي روحي و رواني و البته فيزيكي زيادي مي‌خواهد. الان خانم‌ها وارد مي‌شوند اما كم پيش مي‌آيد كه تا سطح حرفه‌اي بيايند. من الان پانزدهمين سال حضورم در اين ورزش است و تمام اين سختي‌ها را پشت سر گذاشته‌ام ولي فكر مي‌كنم به جز حمايت خانواده، حمايت فدراسيون و اسپانسرها هم در حضور خانم‌ها تاثيرگذار است. خانم‌ها نه‌تنها نسبت به‌ آقايان چيزي كم ندارند، بلكه جاهايي حتي بيشتر از توان‌شان مايه مي‌گذارند.

 

البته آقايان هم ديگر مثل گذشته نيستند.

بله در اين سال‌ها پذيرش آقايان هم كه پيش از اين خانم‌ها را جدي نمي‌گرفتند، كاملا برطرف شده است. حتي برخي‌ از آقايان خودشان كمك مي‌كنند كه روحيه مردانگي‌شان را نشان مي‌دهد. اين اتفاق هم باعث تقويت فرهنگ آقايان مي‌شود و هم دلگرمي خانم‌ها. خودم هم كه به اينجا رسيدم به اين خاطر است كه واقعا به اين ورزش علاقه دارم و وقتي انسان چيزي را بخواهد هيج‌وقت از كار در آن خسته نمي‌شود و هميشه تشنه تجربه كردن و ادامه دادن است. ان‌شاءا… به موازات حل شدن مشكلات اقتصادي، كمك بيشتري به حضور خانم‌ها در اين ورزش شود.

 

شما كه ديگر شوماخر ايران هستيد و آقايان به گرد پاي‌تان هم نمي رسند؟

همه‌شان نه، برخي از آقايان (خنده)…

 

رقابت با مردان چطور است؟

واقعا خيلي جالب است. وقتي آقايان گاهي از برخي قابليت‌هاي فيزيكي خود استفاده مي‌كنند، خانم‌ها سراغ قابليت فكري خود مي‌روند و البته يك‌جاهايي قدرت ذهن بيشتر از قدرت بازو به كار مي‌آيد. من فكر مي‌كنم حضور خانم‌ها رقابت را براي آقايان جدي‌تر مي‌كند. يك بار يكي از پيشكسوتان من را در كارتينگ ديد و گفت خيلي جالب است كه حضور شما باعث شده آقايان بيشتر تمرين كنند و سعي دارند در كارشان از تكنولوژي برتر استفاده كنند (خنده). اين رقابت به اين شكل دلچسب مي‌شود. شايد وقتي درباره اين موضوع حرف مي‌زنيم بعد خنده‌دارش به نظر بيايد اما اگر عميق ببيني، متوجه مي‌شوي كه اين موضوع باعث پيشرفت اتومبيلراني مي‌شود. من از اين بابت خيلي خوشحالم و به همين خاطر هرچقدر سنم بيشتر شود باز هم مي‌خواهم در اين ورزش بمانم.

 

شما در حالي در پيست‌ آزادي تمرين مي‌كنيد كه درهاي استاديوم به روي بانوان بسته است.

بله پيست آزادي تنها پيست استانداردي است كه مي‌توان براي مسابقه در آن تمرين كرد. معمولا هم پيش مي‌آيد كه مسابقه فوتبال و اتومبيلراني يا تمرينات اين دو ورزش همزمان باشد كه مسوولان عزيز حفاظت و نيروي انتظامي به خوبي فضا را مديريت مي‌كنند و هيچ مشكلي براي ما به وجود نمي‌‌آيد.

 

در جريان اتفاقات اخير ورود بانوان به ورزشگاه‌ها هستيد؟

بله كم و بيش از طريق فضاي مجازي در جريان اتفاقات هستم كه عده‌اي مخالف و عده‌اي هم موافق هستند. در شرايط فعلي شايد كمي سخت باشد كه بانوان را در استاديوم ببينيم اما موضوع حل نشدني نيست. شما فرض كنيد ورودي و جايگاه مجزا ويژه بانوان داشته باشيم و خانم‌ها مطابق با موازين و مقررات به استاديوم بيايند. اين مي‌تواند يكي از حقوق بانوان باشد. درست است براي مسابقات از همه جاي ايران تماشاچي مي‌‌آيد و شايد در بعضي از شهرها هنوز عرف نشده كه خانم‌ها به استاديوم بروند. اما اين كار در اتومبيلراني اجرا شده است. خانم‌ها از ورودي مجزا به جايگاه ويژه خودشان مي‌آيند و بدون هيچ مشكلي مسابقه را تماشا مي‌كنند و لذت مي‌برند. مسوولان حراست هم حواس‌شان هست و مشكلي پيش نمي‌آيد.

 

ويديوي مصاحبه سحر قريشي را ديده‌ايد؟

بله، صحبت‌هاي ايشان شايد كمي تندروي و شامل اغراق بود. به نظر من اين اغراق هم دليل داشته. شايد ايشان در جايگاهي قرار گرفته كه هيجان‌ آقايان زمان بازي اذيتش كرده اما به نظر من اينكه صددرصد مخالف باشد درست نيست و من موافق نيستم. راه حل اين موضوع هم مشخص است كه به آن اشاره كردم.

 

شما خودتان فوتبالي هستيد؟

نه اصلا فوتبالي نيستم. اما در كودكي چون خيلي فرز بودم هميشه من را درون دروازه مي‌گذاشتند. وقتي كسي مي‌خواست گل بزند چنان به پايش لگد مي‌زدم كه ديگر نمي‌توانست گل بزند (خنده).