خبرگزاری ایپنا

یک روی سکه، شاید خیلی حرف و حدیث ها درست و به جا باشد یا نباشد، اما در حال حاضر که مردم شوق دارند و در رویای خود دوست دارند مراکش را ببرند و اسپانیا را متحیر کنند تا به پرتغال برسند اما به یکباره مثل فیلم های ترکی پدر و مادر واقعی طفل صغیر پیدا می شود و در برنامه تلویزیونی پرده ها کنار می روند و رویاها نقش برآب می شوند .

اما روی دیگر سکه بازیکن پیشکسوتی داریم که در نقش مربی مستعفی امروز به هر علتی یاغی شده و قصد طغیان دارد و بدون اینکه جوانب و آینده نگری را در نظر بگیرد شجاعانه و خیلی ساده و بی برنامه، پا روی همه چی می گذارد و فساد چند ساله ای را که مدعی وقوع آن است برملا می کند.

حالا ما علاقمندان بی نقش پرنقش باید یا خودمان را به خواب خرگوشی بزنیم و در رویاهایمان کماکان غوطه ور باشیم یا باید شمشیر را را از رو بکشیم و با نارضایتی از اوضاع به جنگ فسادی برویم که اطلاع صحیحی از آن در دست نیست.

حالا علی کریمی، کارلوس کیروش یا تیم ملی فوتبال؟

به یقین خالی کردن پشت کارلوس کیروش مربی موفق تیم ملی کشور یعنی از دست دادن مکتبی چند ساله که در تیمی باوقار جاافتاده که اگر این اتفاق بیفتد سرمایه ای فراوان که در طی سالیان متمادی هزینه شده از دست می رود به هر حال ما علاوه بر از دست دادن پولی هنگفت باید چند برابر آن را به خاطر از دست دادن سرمربی در دادگاهها به دلیل فقر حقوقی قراردادهایمان با افراد خارجی  بپردازیم، تازه آن هم در این وانفسا اگر بتوانیم جایگزینی مناسب پیدا کنیم.

اما به یقین وضعیت تیم ملی ، عشق مردمانی کوچک و بزرگ ، سیر و گرسنه ، دارا و ندار ، زن و مرد که خیلی ها از الان دلخوش به آن هستند و آن را افتخار کشور می دانند، چه می شود؟

الان پیشنهاد خوب چیست ؟ باید چه کرد؟ در این حالت انتقاد کردن ساده است و انشاالله دست خوب و بد رو شود . اما راهکار چیست ؟ اگر خوب بلد هستیم تبر به دست بگیریم حداقل دستی برای کاشتن هم داشته باشیم .

نویسنده نیز راهکار عملی در دست ندارد اما…

ما باید  منتظر باشیم بزرگتران مملکت رو به اینان کند و علامت هیس جلوی دهان بگیرند و آنان را وادار به سکوت نمایند یا اینکه اگر در این باتلاق گیر افتاده ایم، بیشتر دست و پا نزنیم ، فعلا مثل مجسمه به نقطه ای خیره شویم تا طنابی به سوی ما توسط منجی پرتاب شود.

مهردادیوسف شاهی/ خبرنگار