به قلم محمدرضا تهرانی (پیشکسوت مطبوعات)
این روزها برخی اظهارات نسنجیده ناشی ازنگاه غیرکارشناسی و سطحی به پدیده فوتبال عنوان میشود، مبنی بر اینکه رونق فوتبال و گسترش روزافزون آن مانع رشد و پیشرفت سایر رشتههای ورزشی شده است!
معنای دیگر این حرف آن است که سیاستگذاران و مجریان فوتبال کشور باید از گسترش و رونق فوتبال دست بردارند و کاری کنند تا موجبات پویایی و رونق سایر رشتههای ورزشی فراهم آید و اوضاع ورزش کشور آن شود که این "آقایان" میخواهند!
در این رابطه سوالاتی به ذهن متبادر میشود که اولا وظایف هریک از روسای هیأتها، فدراسیونها و مدیران کل تربیت بدنی چیست؟ و ثانیا آیا آنان موظفند ابزار و امکانات رشد ورزش تحت نظر خود را فراهم سازند یا این که وظیفه دارند تمهیداتی فراهم آورند تا ورزشهای دیگر مجال رشد یابند؟!
به نظر میرسد نظریهپردازان این دیدگاه قصد فرافکنی داشته و تصور و سهلانگاری خود را به گردن "فوتبال" انداختهاند! رشد و گسترش روزافزون فوتبال و استقلال عامه مردم از این رشته یک پدیده جهانی است و منحصر به کشورمان نیست.
امروزه ورزش فوتبال به مقولهای جدی و تأثیرگذار تبدیل شده است و تمامی فعالیتهای بشری را تحت تأثیر قرار داده است تا جایی که در سیاست به عنوان عاملی برای اتحاد 2 کره مطرح میباشد!
در بسیاری از کشورهای جهان فوتبال ورزش اول به شمار میرود اما سایر رشتههای ورزشی نیز نه تنها به فعالیت خود ادامه میدهند بلکه رشد و رونقی همچون فوتبال دارند. به عنوان مثال کرهایها توجه زیادی به فوتبال نشان دادهاند و برای ارتقای کمی و کیفی این رشته سرمایهگذاری کلانی را تا حد برگزاری مسابقات جامجهانی انجام دادهاند اما از سایر ورزشها غفلت نکرده و تقریبا رشد چشمگیری در تمامی رشتههای ورزشی داشته و به موفقیتهای کمنظیری نایل شدهاند.
اینکه در کشور ما چرا فوتبال توانست خود را در سطح بالایی برساند و مورد توجه و استقبال چشمافزای عامه مردم قرار گیرد اما بقیه ورزشها "درجا" زدند و یا سیر قهقهرایی طی کردند دقیقا به عملکرد و برنامهریزی مسئولان ذیربط بستگی دارد. هنوز از خاطر نبردهایم که در کشور خودمان علاوه بر فوتبال ورزشهای دیگر نظیر بسکتبال، والیبال، وزنهبرداری، کشتی، دوچرخهسواری، شنا، واترپلو و ... رونق داشتهاند و در میان دوستداران ورزش طرفدارانی برای خود پیدا کرده بود اما امروزه خبری از آن رونق و استقبال نیست! این موضوع بیش از آن که حاصل رشد فوتبال باشد محصول بیتوجهی، ضعف و کمکاری مسئولان ورزش کشور بوده است.
فوتبال نمیتواند و نباید معطل بماند تا ورزشهای دیگر به آن برسد! این وظیفه مدیران ورزشی است که با انگیزه قوی، درایت و برنامهریزی مناسب به کار خود سرعت دهند و فاصلهها را کم کنند. هیچکس منکر آن نیست که توجه و عنایت مسئولان رده بالای کشور به ویژه رسانه ملی معطوف به فوتبال است.
در مجموع باید گفت هنوز هم دیر نشده و به قول معروف جلوی ضرر را گرفتن در همه حال و همه وقت منفعت است و از طرفی با توجه به نامگذاری سال 1389 از سوی مقام معظم رهبری به نام "همت مضاعف، کار مضاعف" که نشان از جهتگیری کلی و استراتژیک نظام دارد و متأسفانه در اثر غفلت و تنبلی آسیبهای جدی در ورزش خوردهایم و با توجه به این که در سال جاری با چند رویداد مهم و حساس روبهرو هستیم که اساسیترین آن حضور در المپیک آسیایی گوانگجوی 2010 چین و رقابتهای قهرمانی فوتبال جام ملتهای آسیا 2011 دوحه قطر است که نباید به هیچ روی از آن غفلت ورزید.
به این ترتیب همت مضاعف و کار مضاعف باید سرلوحه مسئولان ورزشی کشورمان قرار گیرد تا به لطف برنامهریزی و مدیریت صحیح رؤسای فدراسیونها و استعدادهای بیکران ورزشکاران کشورمان گامهای بلندی در این رقابتهای منظم آسیایی برداریم تا انشاءالله شاهد شکوفایی ورزشهای دیگر نیز باشیم.