به قلم محمد پنجعلی (پیشکسوت فوتبال)
فرهنگنویسان منشور را به معنی اعلامیه، فرمانه، اجارهنامه و... تعبیر کردهاند و در ماهیت لغوی مفهوم منشور با قانون متفاوت است.
اگرچه بین 2 مفهوم منشور و قانون رابطه تنگاتنگی حاکم است اما گویا هنوز در جامعه فوتبال ما مهم درستی از منشور و تفاوتهایش با قانون وجود ندارد و آقایان بانی منشور اخلاقی که مطمئنا برای پایان دادن به نابسامانیها و فساد روبه رشد در فوتبال به دنبال روشهای منحصربهفردی بودهاند و برای دستیابی به این هدف ارزشمند درصدد تنظیم و تبیین منشور اخلاقی برآمدند، ای کاش به این نکته ظریف هم توجهی بیشتر اعمال میکردند که منشور برای قانونی شدن نیازمند ساز و کارهایی است و اگر منشور اخلاقی با رعایت این ساز و کارها به روشی صحیح تبدیل به قانون شود میتواند تأثیری مستقیم بر پروسه حذف فساد از فوتبال داشته باشد.
به اعتقاد بنده منشور اخلاقی به شکل موجود به هیچ وجه نمیتواند موفق شود و بانیان آن را به مقصود و هدف مشخص شده برساند. آقایان اگر معتقدند که این حرکت و برخوردها صحیح است باید به شکلی جدی با آن روبرو شوند.
سند و مدرک ارائه دهند، اسامی را کاملا روشن و واضح اعلام کنند و رسما جلوی فعالیت منشوریها را بگیرند. اینکه یک مربی، مربی منشوری اعلام شود و به جرم منشوری بودن راهی لیگ دسته اول گردد و در ادامه 400، 500 میلیون مزد بگیرد و همچنان بر رأس کار باشد نه تنها عایدی مورد نظر را ندارد بلکه باعث ادامه روند مسائل و مشکلات قبلی نیز میشود چرا که در مسابقات فوتبال لیگ دسته اول آقایان زیر ذرهبین نیستند و اعمال و رفتارش کمتر به چشم میآید.
ضمن آنکه معمولا یکسری جوان جویای نام در تیمهای لیگ دسته اول مشغول هستند و مطمئنا بیش از سایرین در معرض خطر قرار دارند. اگر اعتقاد داریم و برای این اعتقاد سند و مدرک داریم باید مربی منشوری را از یکسری منافع و امتیازات محروم کنیم و او را از دایره فوتبال خارج کنیم مطمئنا اجرای منشور به این شکل موجود تأثیری ندارد و اصلا نمیتواند موفق شود.
مسأله بعدی مسأله بازیکنان منشوری هستند. به اعتقاد بنده ورزشکاران علیالخصوص بازیکنان فوتبال در بسیاری مواقع به عنوان یک الگو برای نوجوانان و جوانان در جامعه مطرح میشوند و آنجا که برخی رفتار و گفتار مربوط به جامعه مطرح میشود باید بر روی آن حساس بود. بعضی مسائل هست که مربوط به رفتار اجتماعی است و جوان فوتبالیست به عنوان یک فرد الگو که کوچکترین رفتارش در معرض دید قرار دارد و مورد تجزیه و تحلیل اکثر نوجوانان و جوانان قرار میگیرد باید که بیش از سایرین از این رفتار اجتماعی مراقبت و محافظت کند.
منشور اخلاقی و قوانینش باید که در مواردی اینچنینی اختیار عمل داشته باشد و به منظور اصلاح جامعه و حساسیت قشر جوان جامعه به این مسأله دخول کرده و در صورت بروز مشکل با آن مقابله کند اما آنجا که حریم خصوصی افراد محسوب میشود جلوی چشم نیست و زندگی شخصی فرد به حساب میآید، بازیکن جوان فوتبال خودش میداند و خدای خودش.
مجریان منشور وظایف بسیار پیچیده و حساسی دارند چرا که باید بیش از هر چیز مراقب حفظ آبروی افراد باشند و با استفاده از قوه تشخیص بسیار بالا با فکر و استدلال به قضیه وارد شوند و سفارشات مکرر دین مبین اسلام را مبنی بر حفظ آبروی مومنن مد نظر داشته باشند.
متأسفانه من میشنوم که بازیکنانی هستند که با مربیان و بعضا مدیران باشگاهها معامله میکنند تا جایی که حتی حاضرند 50 درصد از قراردادشان را به آنها بدهند و بتوانند بازی کنند.
به نظر من اینجاست که بانیان و مجریان منشور باید داخل شوند و به رشد بیرویه ناپاکی در فوتبال رسیدگی کنند. طراحان منشور اخلاقی باید با کارشناسی دقیق و توجه به طول، عرض و ارتفاع منشور در اجرای آن البته به شکل صحیح ممارست کنند که اگر غیر از این باشد نه تنها مفید واقع نمیشود بلکه جز ایجاد فاصله میان مسئولان ورزش و ورزشکاران و به خطر افتادن آبروی افراد عایدی دیگری نخواهد داشت.