ایمان گودرزی؛ شکست استقلال در برابر پیکان، تنها یک باخت ساده نبود؛ این نتیجه بار دیگر توجه‌ها را به عملکرد ریکاردو ساپینتو جلب کرد؛ سرمربی‌ای که در دومین دوره حضورش روی نیمکت آبی‌ها قرار دارد، اما نتایج کارش فاصله‌ای معنادار با انتظارات ایجاد کرده است. مقایسه آماری دو دوره مربیگری ساپینتو نشان می‌ده

ایمان گودرزی؛ شکست استقلال در برابر پیکان، تنها یک باخت ساده نبود؛ این نتیجه بار دیگر توجه‌ها را به عملکرد ریکاردو ساپینتو جلب کرد؛ سرمربی‌ای که در دومین دوره حضورش روی نیمکت آبی‌ها قرار دارد، اما نتایج کارش فاصله‌ای معنادار با انتظارات ایجاد کرده است. مقایسه آماری دو دوره مربیگری ساپینتو نشان می‌دهد که روند استقلال نه‌تنها صعودی نبوده، بلکه با وجود امکانات و بازیکنان بیشتر، نشانه‌های روشنی از افت در آن مشاهده می‌شود. این مقایسه به سود ساپینتو نیست. در نخستین دوره حضور او، ساپینتو وارث تیمی شد که با فرهاد مجیدی بدون شکست قهرمان لیگ شده بود. استقلال آن فصل، ساختاری آماده، منسجم و امتحان‌پس‌داده داشت و طبیعی بود که انتظار حفظ استانداردهای موفقیت وجود داشته باشد. هرچند ساپینتو نتوانست آن تیم را به قهرمانی برساند، اما آمار کلی نتایج، قابل قبول‌تر از وضعیت فعلی بود.

در لیگ بیست‌ویکم و تا پایان هفته نوزدهم، استقلال تحت هدایت ساپینتو به ۱۰ برد، ۶ تساوی و ۳ شکست دست یافته و ۳۶ امتیاز کسب کرده بود. اما در دوره فعلی و در بازه زمانی مشابه، آبی‌ها تنها ۸ برد، ۸ تساوی و ۳ باخت دارند و مجموع امتیازات به ۳۲ رسیده است؛ آن هم در شرایطی که دو امتیاز با رأی کمیته انضباطی به حساب تیم اضافه شده و در غیر این صورت، استقلال ۳۰ امتیازی بود. این اعداد به‌روشنی از عقب‌گرد تیم حکایت دارند.

تیمی پرستاره، فوتبالی کم‌جان. تفاوت بزرگ دوره دوم ساپینتو با دوره اول، در کیفیت و کمیت نفرات است. استقلال این فصل یکی از پرهزینه‌ترین و پرستاره‌ترین ترکیب‌های سال‌های اخیر خود را در اختیار دارد؛ بازیکنانی با سابقه بین‌المللی و قراردادهای سنگین که روی کاغذ، این تیم را به یکی از مدعیان اصلی تبدیل کرده‌اند. با این حال، آنچه در زمین دیده می‌شود، بارها فاصله زیادی با این تصویر داشته است. نمایش‌های کم‌رمق، نداشتن ایده مشخص در فاز هجومی و اشتباهات فردی پرتعداد، استقلال را به تیمی غیرقابل‌پیش‌بینی تبدیل کرده است؛ تیمی که با وجود مهره‌های پرشمار، هنوز به ثبات تاکتیکی نرسیده است.

نکته کلیدی اینجاست که در دوره دوم، مسئولیت ساپینتو سنگین‌تر است. او این‌بار تیم را خودش بسته، بازیکنان مدنظرش جذب شده‌اند و هزینه‌های قابل توجهی صرف تقویت ترکیب شده است. بنابراین دیگر نمی‌توان ناکامی‌ها را به کمبود ابزار نسبت داد. شکست مقابل پیکان، آن هم پس از ۱۶ سال، نماد روشنی از فاصله میان توان بالقوه و خروجی واقعی استقلال است.

بحران گلزنی؛ آمار نگران‌کننده استقلال در نیم‌فصل دوم، با افتی جدی در خط حمله مواجه شده است. آبی‌پوشان در چهار مسابقه اخیر فقط یک گل زده‌اند؛ گلی که آن هم توسط یک مدافع به ثمر رسیده است. این آمار، زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم استقلال در نیم‌فصل اول، یکی از تیم‌های فعال لیگ در خلق موقعیت بود. کاهش محسوس «امید به گل»، افت سرعت بازیسازی و قطع ارتباط میان خطوط میانی و حمله، نشان می‌دهد مشکل استقلال صرفاً بدشانسی نیست. این تیم کمتر به محوطه جریمه حریف می‌رسد و مهاجمانش اغلب یا دور از دروازه درگیر بازی می‌شوند یا در لحظه مناسب، جای‌گیری درستی ندارند.

نبود یک مهاجم تمام‌کننده مؤثر، باعث شده بار گلزنی روی دوش مدافعان بیفتد؛ راهکاری که در کوتاه‌مدت شاید جواب بدهد، اما در بلندمدت برای تیمی با اهداف بزرگ، پاسخگو نخواهد بود. استقلال نمی‌تواند مسیر موفقیت را با تکیه بر گل‌های اتفاقی مدافعان طی کند. در کنار این مشکلات، خط دفاع هم مقابل پیکان نشانه‌هایی از بی‌ثباتی نشان داد. حتی منسجم‌ترین دفاع‌ها هم زمانی که تیم گل نمی‌زند، در نهایت تحت فشار قرار می‌گیرند. فوتبال مدرن، بر پایه توازن است و بدون قدرت هجومی، پیروزی دشوار خواهد بود.

پرسش‌های جدی درباره نقل‌وانتقالات یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات پیرامون استقلال، نحوه جذب بازیکنانی مانند نازون و جنپو است. حضور این نفرات نه‌تنها مشکلی از تیم حل نکرده، بلکه به یکی از نقاط مبهم و پرحاشیه مدیریت باشگاه تبدیل شده است. عملکرد فنی این بازیکنان، تناسبی با قراردادهای سنگین و هزینه‌های انجام‌شده ندارد. این سؤال جدی مطرح است که این نفرات با چه معیار فنی و بر اساس نظر کدام مرجع تخصصی جذب شده‌اند؛ آن هم در شرایطی که ساپینتو بارها از نیاز تیم به یک مهاجم گلزن صحبت کرده است. بسته بودن پنجره نقل‌وانتقالاتی، دست سرمربی را هم بسته و شائبه تصمیم‌سازی‌های پشت‌پرده را پررنگ‌تر کرده است.

استقلال در آستانه بازی‌های حساس لیگ برتر، جام حذفی و لیگ قهرمانان آسیا قرار دارد. یک گل در ۳۶۰ دقیقه، هشداری جدی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. ساپینتو اگرچه در شرایط دشوار کنار تیم مانده و این موضوع قابل احترام است، اما اکنون بیش از هر زمان دیگری، نیازمند ارائه راه‌حل فنی است. ادامه این روند، نه‌تنها نتایج استقلال، بلکه آینده کاری سرمربی پرتغالی و اعتبار مدیریتی باشگاه را نیز تحت‌تأثیر قرار خواهد داد. پرسش اصلی اینجاست: آیا مسئولان استقلال حاضرند درباره تصمیمات پرهزینه خود پاسخ بدهند، یا این پرونده هم بدون شفاف‌سازی بسته خواهد شد؟