خبرگزاری ورزش ایران(ایپنا) – واحد اردبیل: حبیب کوهی یکی از چهره های ورزشی و سیاسی مطرح استان اردبیل می باشد که دغدغه او در حوزه های مختلف در راستای توسعه استان زبانزد خاص و عام بوده و همیشه صراحت را بر سکوت ترجیح داده است. او به رغم اینکه سالهاست از حضور میدانی در فوتبال خداحافظی کرده اما همیشه ذهن و دغدغه اش با فوتبال و مسائل مربوط به آن است و هیچگاه در خصوص اتفاقات فوتبال استان و حتی کشور سکوت نکرده است. بر این اساس گفت و گویی را با این پیشکسوت و کارشناس حوزه فوتبال انجام دادیم که به مخاطبان (ایپنا) ارائه می شود.

آقای کوهی از سابقه حضورتان در فوتبال برایمان بگویید

از دهه ۶۰ و دوران دانش آموزی با تیم های فوتبال آموزشگاهی روی به این رشته پرطرفدار آوردم و به دلیل علاقه بسیار و تلاش وافر در این رشته توانستم در تیم های فوتبال جوانان آرش، تیم بابک و تیم پیام به صورت همزمان حضور یابم. تیم پیام آن موقع یک تیم محلی بود اما در دسته یک اردبیل قرار داشت. همچنین در  تیم منتخب نیروهای مسلح و همچنین راه آهن تهران نیز بازی کردم. در دهه ۷۰ در اعزام تیم فوتبال جوانان بسیج به مسابقات قهرمانی کشوری همدان و همچنین مسابقات جوانان منطقه ای کشور به عنوان سرمربی در خدمت بازیکنان استان بودم و نهایتا در حال حاضر به عنوان عضوی از جامعه پیشکسوتان فوتبال به نوعی فعالیت ورزشی در حوزه فوتبال دارم و پیگیر مسائل مربو به آن در سطح استان و کشور هستم.

دلیل کناره گیریتان از فوتبال چه بود؟

در مسابقات دوستانه تیم دارایی نوشهر به دلیل شکستگی پا از دو نقطه برای بهبود وضعیت جسمانی به مدت ۲ سال از بازی محروم شدم که این موضوع باعث شد تا به تدریج از این رشته ورزشی فاصله بگیرم.

به عنوان یک پیشکسوت، تحلیلتان از فوتبال اردبیل در سال های دور چیست؟ (در این مورد نظرتان را بگویید تا برسیم به فوتبال حال حاضر)

فوتبال اردبیل در دهه های ۵۰ – ۶۰ و ۷۰ در اوج شکوفایی بود؛ خصوصا اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ اردبیل در این رشته ورزشی در سطح کشور حرفی برای گفتن داشت که قهرمانی استان در سال ۶۷ در مسابقات جام فلق دلیلی محکم بر این ادعا است.

در گذشته تشکیل تیم های متعدد فوتبال و وجود میدان های متعدد(هر چند خاکی) باعث شده بود که جوانان بصورت گسترده به این رشته روی آورند. وضعیت به حدی بود که برای مثال در محله خود ما(حسینیه – میرزاده خانم) حدود ۵ تیم فعال مطرح فوتبال اردبیل وجود داشت و ۱۲ تیم در رده های مختلف سنی در سطح محلی تشکیل شده بود و بدلیل اشتیاق جوانان مسابقات محلی به صورت مداوم برگزار می شد که این امر باعث شد از دل این زمین های خاکی علی دایی و مرحوم بایرامی و… ظهور کرده و برای استان و کشورمان افتخار آفرینی کنند.

چرا تیم های فعال در دهه های ۶۰ و ۷۰ نه تنها برای آینده تقویت نشده بلکه به مرور زمان به کلی حذف شدند؟

متاسفانه تعدادی از افراد آسیب هایی به فوتبال زدند که امروز می توان آن را به وضوح شاهد بود. تیم های فعال در دهه های یادشده توسط سردمدارانشان ثبت باشگاهی نشدند و به همین دلیل به مرور زمان از عرصه فعالیت حذف شدند. یکی دیگر از دلیل حذف تدریجی این تیم ها، حس حسادت و ستیز با رقیب بود بطوریکه مدام در تلاش بودند تا رقبا از میدان حذف شوند و به تنهایی فوتبال را پیش ببرند که این یک تفکر کاملا اشتباه است چرا که اگر رقیبی وجود نداشته باشد فوتبال هم معنایی ندارد؛ تیم ها باید به فکر تقویت رقیب خود نیز بودند تا بتوانند به بقای خود ادامه دهند و جایگاهشان را حفظ کنند.

از دلایل دیگر نیز می توان گفت که با ورود مباحث مادی به فوتبال، تیم ها به تدریج به سازمان ها و نهادها وصل شدند و با کاهش بودجه ورزشی این نهادها، حمایت از فوتبال نیز از بین رفت و در نهایت تیم ها نیز یک به یک حذف شدند. مشکل اساسی فوتبال اردبیل از همین خیانت گذشتگان نشات می گیرد که بنظرم قابل جبران نیست و بانیان این وضعیت به دلیل تلف کردن بسیاری از انگیزه ها و استعدادهای ورزشی در پیشگاه الهی و در برابر مردم پاسخگو باشند.

ساختار امروزی فوتبال استان و نحوه مدیریت آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

طبق مطالبی که گفته شد و بدلیل اینکه قبل از استان شدن اردبیل مدیران قوی و ورزشی در فوتبال نداشتیم باعث شد تا نگاه حسودانه که از قبل نیز در فوتبال وجود داشت نه تنها از بین نرود بلکه تشدید نیز شود که این موضوع مهمترین دلیل عدم رشد و عدم توسعه فوتبال استان اردبیل می باشد و اگر بازیکنانی رشد کرده و در میادین مهم بازی میکنند بدلیل همت والای خودشان بوده و متاسفانه تعداد زیادی از بازیکنان نیز به خاطر همین تنگ نظری ها از میدان حذف شده و استعدادشان تلف شد. این امر باعث شد تا افرادیکه با ساختار فوتبال آشنایی آنچنانی نداشتند با لابیگری سیاسیون در دهه ۹۰ بر مسند فوتبال بنشینند.

متاسفانه خاک خوردگان فوتبال به دلیل تنگ نظری به یکدیگر اجازه عرض اندام ندادند تا فوتبال به دست صاحبانش اداره شود. دخالت افراد سیاسی و چینش های مهندسی شده عقب ماندگی را به فوتبال اسان به ارمغان آورد.

عامل عقب ماندگی فوتبال حال حاضر از نظر شما چیست و سلامت انتخابات اخیر را چگونه ارزیابی می کنید؟

عامل این اوضاع را در شخص مدیریت فوتبال استان نمی دانم چرا که هر انتخاباتی برنامه ریزی ها و اقدامات خاص خودش را به همراه دارد. اما ایراد اول ما به اساسنامه فدراسیون است؛ انتخابات اخیر که بدون حضور سایر رقبا برگزار شد و همچنین مدیرکل ورزش استان نیز در این انتخابات حضور نیافت کاملا غیرقانونی برگزار شد و دهن کجی بود به صاحبان اصلی فوتبال (که مردم هستند).

اگر به عملکرد آقایان در طول ۸ سال قبل از انتخابات اخیر نگاه کنیم این سوال به ذهن خطور می کند که چه عملکردی و دستاوردی برای فوتبال استان داشته اند؟ آیا مدیریت فوتبال استان از نفوذ خود در فدراسیون در راستای تربیت مربیان و داوران توانمند استفاده کرده است؟ یا در بحث تیم داری از ظرفیت هیات استان برای جذب اسپانسر و حامی مالی استفاده شده است؟ یا صرفا تلاش ها برای حفظ و بقای خود و مدیریت بوده است؟!

آیا از ظرفیت تمامی پیشکسوتان و دلسوزان فوتبال در سال های اخیر استفاده شده  تا ساختاری ایجاد شود که فوتبال اردبیل از رکود ۲۰ ساله خارج شود؟ البته در خصوص فوتبال شمال استان اقداماتی انجام شده که این اقدامات به دلیل تعصبات بوده است. ما منتقد حمایت از فوتبال شمال استان نیستیم اما برای توسعه همه جانبه فوتبال استان باید نگاه و دید مدیران متوازن و عدالت محور باشد. چرا در هیات رئیسه از بزرگان و صاحبان نفوذ در عرصه فوتبال، اجتماعی و اقتصادی استفاده نشده است؟ با این وضعیت فعلی امیدی برای احیای فوتبال استان تا سال های سال  وجود ندارد مگر اینکه تحولی بزرگ ایجاد شود.

انتقاد اساسی ما به برگزاری عجولانه مجمع انتخاباتی اخیر است. در اینجا اعلام می کنم که مجمع بصورت غیرقانونی برگزار شد و در این خصوص پیگیری های لازم از مراجع مربوطه و فدراسیون انجام خواهد شد. ما می دانیم که فوتبال یک ارگان مستقل است اما زمانیکه دولت برای آن هزینه می دهد و بیت المال صرف آن می شود باید به قوانین داخلی کشور نیز توجه شود که در این خصوص لازم است اصلاحاتی در قوانین فدراسیون نیز انجام شود.

راهکار اساسی برای خروج فوتبال از شرایط فعلی چیست؟

لازم است مدیریت استان در دست فردی قرار گیرد که دارای سوابق درخشان فوتبالی باشد و در مدیریت هیچ ضعفی نداشته باشد. فوتبال استان به مدیری نیاز دارد که دلسوز ورزش استان باشد و جامعه ورزش استان و فوتبالی ها او را قبول داشته باشند. امروز نیاز به مدیری داریم که با ارتباطات سیاسی و اقتصادی بتواند برای فوتبال استان آورده مالی داشته باشد. امروز باید به قوتبال شهرستان ها که در آستانه نابودی است توجه ویژه ای شود تا استان بیش از این متضرر نشود و استعدادهای موجود در سطح استان تلف نشوند. 

بر این عقیده هستم که ساختاری در فوتبال ایجاد شده که متاسفانه سال ها و دوره ها تکرار خواهد شد و این تکرار نتیجه ای جز پسرفت نخواهد داشت و فاصله کهکشانی استان ما با سایر استان ها کمتر نخواهد شد.

منشا مشکلات فوتبال استان و مشکل هیات های فوتبال استان ها با ادارات کل ورزش و جوانان در چیست؟

* مشکلات از راس فدراسیون شروع می شود؛ رویه فدراسیون باعث شده تا اکثر هیات های فوتبال با ادارات کل ورزش و جوانان هماهنگی های لازم را نداشته باشند که این امر از مهمترین دلایل عقب ماندگی فوتبال می باشد. تداوم تنش هیات ها با ادارات کل نتیجه ای جز هدر رفت بیت المال و تلف شدن استعدادها نخواهد داشت.

*همانطور که پیشتر نیز عرض کردم ضروری است اساسنامه فدراسیون توسط کارشناسان و نخبگان امر بازنگری و اصلاح شود و سپس به تایید فیفا برسد.

*هیات فوتبال استان باید برای تیم داری سرمایه گذاری کند و جذب اسپانسر در اولویت این هیات باشد؛ البته واقفیم که این کار جزو وظایف هیات نیست اما با استفاده از ظرفیت هیات می توان حامیان خوبی را باری تیم داری جذب کرد که نهایتا بهنفع فوتبال استان خواهد بود.

سخن پایانی:

امیدواریم با تغییری در تفکر مدیریت فوتبال استان، این رشته پرطرفدار از حالت کما خارج شود و به فوتبال شهرستان ها توجه ویژه ای شود و آرزوی چندین ساله جوانان فوتبالیست در راستای تیم داری و حضور تیم های استان در لیگ های کشوری محقق شود. من و مجموعه سیاسی ام آماده ایم با تمام توان در راستای رفع مشکلات فوتبال استان از ظرفیت های خود استفاده کنیم و گام های لازم را در این خصوص برداریم.

انتهای پیام / ع