آقای رییس! نتیجه رضایت شما را هم دیده‌ایم

رییس کمیته ملی المپیک در شرایطی در برنامه ورزش و مردم اعلام کرد از نتیجه انتخاب خبرگان ورزشی راضی نیست که در ادامه تاکید داشت در هر حال تابع اساسنامه بوده است.

مطابق با اساسنامه کمیته ملی المپیک، تعدادی خبره ورزشی به پیشنهاد رییس کمیته به هیات اجرایی معرفی شده و اعضای هیات اجرایی در نهایت به روی پنج گزینه به جمع بندی نهایی می‌رسند به نحوی که ترکیب پنج خبره متشکل از دو خبره ورزش بانوان، یک خبره آموزش و پرورش و دو خبره ورزشی بوده که در نهایت مهین فرهادی زاد، فریبا محمدیان، نصرالله سجادی، مجید شایسته و مجید کیهانی از بین گزینه‌های پیشنهادی به عنوان پنج خبره نهایی انتخاب شدند.

اینکه صالحی امیری اقرار می کند از نتیجه انتخاب خبرگان ورزشی راضی نیست، به این معنی است که وی گزینه‌هایی را پیشنهاد کرده که به زعم وی، خودش نیز آنها را قبول نداشته است! و متعاقبا این سوال مطرح می‌شود که چرا رییس کمیته ملی المپیک باید کاندیداهایی را معرفی کند که مورد تایید وی نیستند.

اگر منظور صالحی امیری این بوده که منتخبان نهایی یا حداقل تعدادی از آنها رضایت نداشته، همچنان این سوال مطرح است وی که بر اساس اساسنامه از اختیار کامل در معرفی گزینه های این بخش برخوردار بوده و منتخبان نهایی نیز از بین گزینه های پیشنهادی وی انتخاب شدند، پس به چه دلیل آنها را معرفی کرده است تا اینک ادعا کند از انتخاب نهایی راضی نیست!

این اظهار نظر صالحی امیری به تعبیری مانند این است که فردی به بازار رفته و به سلیقه خود خرید کند ولی به منزل که برسد تمام یا بخشی از خریدها را دم در بگذارد چون از خرید خودش راضی نبوده است؛ حال این خرید از خوراک و تنقلات تا پوشاک و … را شامل می شود! البته از تعبیر فردی که به خودش هم «سور» زده باشد، می‌گذریم!

اما باید دید واقعا گزینه‌های معرفی شده در قواره کارشناس خبره ورزش بوده اند و آیا بهتر از آنها در دسترس نبود؟ و اگر بود چرا معرفی نشدند و اگر نبود پس گلایه از بابت چیست؟ و اساسا چرا صالحی امیری مستقیما از همان ابتدا پنج گزینه موردنظر خود را معرفی نکرد و چرا دو یا حتی چند برابر مورد نیاز کاندیداهای این بخش معرفی شدند. صالحی امیری در بخش خبره ورزش بانوان، مریم کاظمی پور، مهین فرهادی زاد، عاطفه اسلامیان و فریبا محمدیان را معرفی کرد که فرهادی زاد و محمدیان انتخاب شدند.

صرف نظر از اینکه در مورد فرهادی زاد به عنوان یک مسئول بازنشسته که حدود چهار دهه در ورزش بانوان حضور داشته و همچنان تعبیر «ریحانه» وی در مورد بانوان نقل محافل است و گویی در این چهل سال با قحط النساء مدیر در ورزش بانوان روبرو بوده ایم و هیچ مدیر اجرایی شایسته و متخصص ورزش بانوان در این کشور وجود نداشته و معرفی نشده است و محمدیان نیز که به دلیل بازنشستگی با معاونت وزارت ورزش وداع کرد، آیا رییس کمیته ملی المپیک انتظار داشت کاظمی پور و اسلامیان انتخاب شوند؟

کاظمی پور در شرایطی بر معاونت ورزش بانوان وزارت ورزش تکیه زده است که عملا از سابقه اجرایی شناخته شده ای در این بخش برخوردار نبوده و انتصاب وی مورد قبول طیف متخصصان ورزش بانوان کشور نیست؛ حال چگونه خبره این بخش لقب بگیرد؟! در مورد اسلامیان نیز خوشحال خواهیم شد جز حضور وی در بخش روابط بین الملل کمیته، از سوابق مدیریتی و کارشناسی تخصصی وی در حوزه ورزش بانوان رونمایی شود.

برای خبره آموزش وپرورش، مهرزاد حمیدی و نصرالله سجادی کاندیدا شدند که سجادی رای آورد. در همین بخش هم ایراد کلی وارده به فرهادی زاد و محمدیان از بابت بازنشستگی و قحط الرجال کارشناس حوزه ورزش دانش آموزی صدق می کند کما اینکه سجادی سالیان متمادی است از ورزش دانش آموزی فاصله گرفته و حمیدی نیز پس از هشت سال معاونت تربیت بدنی و سلامت وزارتخانه، کارنامه ای بسیار پر انتقاد را از خود به جای گذاشت البته در این بخش، سجادی به عنوان مشاور عالی و گزینه مورد علاقه صالحی امیری رای آورد ولی این سوال باید پاسخ داده شود که آیا در بدنه ورزش دانش آموزی واقعا هیچ گزینه شایسته دیگری وجود نداشت و حداقل حسین بابویی به عنوان رییس فدراسیون ورزش دانش آموزی که از مدیران خوش فکر و با سابقه در حوزه ورزش دانش آموزی است، نمی توانست گزینه این بخش باشد؟

در نهایت برای انتخاب دو خبره ورزشی نیز صالحی امیری هشت کاندیدا معرفی کرد که از بین مجید شایسته، مجید کیهانی، عبدی افتخاری، علیرضا رحیمی، علی دادگر، کیومرث هاشمی، اصغر رحیمی و مناف هاشمی در نهایت شایسته و کیهانی رای آوردند.

به نظر می رسد چالش اصلی ذهنی صالحی امیری و عدم رضایت وی بیشتر متوجه این بخش باشد چرا که معرفی کیومرث هاشمی و مناف هاشمی که هر دو خارج از بدنه کمیته هستند این فرضیه را به اذهان متبادر می سازد که شاید تعهدات و قولهایی وحود داشته که انتخاب نهایی خبرگان، پیش فرض هایی را بر هم زده است.

در این بخش نیز با بررسی سوابق اجرایی کاندیداها، به نظر می رسد انتخاب نهایی هیات اجرایی قابل قبول و پذیرفتنی باشد چرا که در مورد مجید شایسته، ده سال سابقه ریاست موفق بر فدراسیون تنیس، سالها عضویت در هیات رییسه چند فدراسیون ورزشی، چهارسال عضویت در هیات اجرایی کمیته ملی المپیک، توانمندی اقتصادی در جذب منابع مالی و بر خورداری از ارتباطات موثر در سطوح دولت، مجلس و حوزه دیپلماسی روابط بین الملل، امتیازاتی ارزنده و انحصاری برای وی محسوب می شود؛ در مورد کیهانی نیز تفاوت خاصی بین وی و سایر گزینه های باقیمانده احساس نمی شود کما اینکه در قیاس با مناف هاشمی، حتما «مناف» آخرین انتخاب هر خبره و کارشناس ورزشی است!

با در نظر داشتن مجموع مطالب ارائه شده، این سوال را مجددا از صالحی امیری می پرسیم اولا چرا کاندیداهایی را معرفی کرده که برخی از آنها را قبول نداشته است و دوم اینکه شفاف و با دلایل کارشناسی از گزینه یا گزینه هایی که از بین پنج خبره ورزشی مورد رضایت وی نبوده اند نام ببرد تا ابهامات موجود در آستانه مجمع انتخاباتی کمیته برطرف شود.

و نکته مهم باقیمانده اینکه چالش اصلی که ترجیح می دهیم بنا به مصالحی در آستانه انتخابات کمیته فعلا از آن عبور کنیم  به بررسی کارشناسی آیین نامه انتخابات کمیته و معرفی فرهادی زاد، محمدیان و سجادی به عنوان خبرگان ورزشی است که در زمان مناسب به آن خواهیم پرداخت.