پرش به محتوای اصلی
شنیده ها ...

مثلث ناکارآمد ورزش دانشگاهی؛ حبیبا در محاصره!

سعید حبیبا بارها و در نشستهای مختلف اعلام کرده بود سه مدیر جوان و دارای برنامه در پژوهشگاه، فدراسیون و اداره‌کل تربیت‌بدنی وزارت علوم، سه ضلع ورزش دانشگاهی را متحول خواهند کرد. این گفته، امروز مبنای مطالبه پاسخ‌گویی از خود اوست: انتخاب مدیران را به نام خود ثبت کرده‌اید؛ مسئولیت کارنامه آنها را هم می‌پذیرید؟

مثلث ناکارآمد ورزش دانشگاهی؛ حبیبا در محاصره!
Screenshot

در پژوهشگاه تربیت‌بدنی و علوم ورزشی، گزارشهای منتشرشده درباره محدودشدن گفتگو با اعضای هیئت علمی و بی‌نتیجه‌ماندن درخواستهای صنفی، نیازمند بررسی مستقل است.

پژوهشگاهی که برای شنیدن پژوهشگران خود مشکل دارد، چگونه می‌خواهد محل پرورش ایده‌های تازه باشد؟ حلقه بسته تصمیم‌گیری، مجال نوآوری را محدود می‌کند و اعضای هیئت علمی را به حاشیه می‌راند. ارزیابی عملکرد پژوهشگاه به تعداد نشستها، تفاهم‌نامه‌ها و دیدارهای رسمی محدود مانده است. چه مسئله‌ای از ورزش کشور حل شده، چه خدمت تازه‌ای به مربیان و مدیران ارائه شده و کدام یافته علمی به تغییر یک تصمیم یا بهبود یک فرایند انجامیده است؟ تفاهم‌نامه، وعده همکاری است؛ نه سند تحقق آن. بدون گزارش اجرای تعهدات و سنجش نتایج، این مساله باقی می‌ماند که ارتباط با ورزش کشور بیش از آنکه مسئله‌محور باشد، خبری و نمایشی شده است. مرجعیت علمی با تکرار این جمله در مصاحبه ها حاصل نمی شود. با اقدام و تعریف ماموریت مشخص در مسیر آن قرار می گیرد.
در فدراسیون، یک واقعیت روشن پیش روی مسئولان قرار دارد: حکم دادگاه باید اجرا شود اما چه کسی درباره فرایندی توضیح می‌دهد که حاصل ماه‌ها فعالیت انتخاباتی را بی‌نتیجه گذاشت؟ انتصاب سرپرست بعدی، پاسخ این سؤال نیست. پیش از تکرار انتخابات باید روشن شود ایرادهای قبلی چگونه برطرف شده‌اند و مسئولیت تصمیم‌گیران چیست. مجمع نیز نباید به جمعی تبدیل شود که هزینه مشارکت را می‌پردازد، اما در اصلاح قواعد و تعیین سرنوشت فدراسیون صدایی مؤثر ندارد.
در اداره‌کل تربیت‌بدنی، مسئله کمبود عنوان و وعده نیست. حبیبا از ضرورت حرکت به سمت «هر دانشگاه یک باشگاه» سخن گفته بود. اکنون باید پرسید این ایده در چند دانشگاه به برنامه‌ای دارای منابع، مسئول اجرا و هدف قابل سنجش تبدیل شده است؟ دانشگاهها به مسیر روشن نیاز دارند، نه صرفا تقویم اعزام. یکی از نقدها همین‌جاست: دانشگاهی که ورزشکار می‌پروراند و دانشگاهی که قهرمان آماده جذب می‌کند، عملکرد یکسانی ندارند؛ حتی اگر در جدول مدالها کنار یکدیگر قرار بگیرند.
وقتی زبان مدیریت همچنان زبان مدال، مراسم و گزارش رویداد باشد، ورزش از حاشیه زندگی دانشگاهی بیرون نمی‌آید. گفتمان تازه زمانی شکل می‌گیرد که دانشجوی غیرقهرمان هم در برنامه دیده شود، فعالیت ورزشی با پایان مسابقات متوقف نشود و سهم مشارکت مستمر دانشجویان، به‌اندازه رتبه دانشگاه در المپیاد اهمیت پیدا کند. تکرار برنامه‌های گذشته با نام‌های تازه، تحول نیست. تداوم رویدادهای مقطعی، بدون پیوند با لیگهای منظم و فعالیت روزمره دانشجویان، نیز ادامه همان مسیر سنتی است. ضعف گفتمان‌سازی از همین‌جا نمایان می‌شود: تا زمانی که تصویر ورزش دانشگاهی به مدال، اعزام و مراسم اختتامیه محدود باشد، جایگاه آن در تجربه روزانه دانشجو و اولویتهای مدیریت دانشگاه تغییر نخواهد کرد. تغییر نام برنامه‌ها و جابه‌جایی مدیران، بدون اصلاح این نگاه، تحول نیست.

وجه مشترک این سه بخش، فاصله میان گزارش فعالیت و پاسخ‌گویی درباره نتیجه است. در پژوهشگاه باید اثرگذاری علمی و مشارکت بدنه تخصصی سنجیده شود؛ نه تعداد بازدیدهای مسئولین و ضیافت شام و نشست های معامله علمی پژوهشی. در فدراسیون، ثبات، قانون‌مداری و استقلال تصمیم‌گیری؛ و در اداره‌کل، کیفیت برنامه‌ریزی و میزان مشارکت مستمر دانشجویان. جمع‌کردن مدیران این مجموعه‌ها دور یک میز، به‌خودی‌خود این فاصله‌ها را از میان نمی‌برد.

سعید حبیبا باید روشن کند وعده هم‌افزایی این سه مجموعه با چه معیارهایی ارزیابی شده و در برابر ضعفهای آنها چه مسئولیتی پذیرفته می‌شود. حمایت از مدیران، زمانی قابل دفاع است که با مطالبه نتیجه و پذیرش ارزیابی مستقل همراه باشد؛ نه آنکه جای شنیدن اعتراض‌ها و اصلاح رویه‌ها را بگیرد.

این سه مجموعه را نمی‌توان با یک حکم واحد محکوم کرد اما نمی‌توان ضعفهایشان را هم پشت عنوان «هم‌افزایی» پنهان ساخت. پژوهشگاه به مشارکت علمی و نوآوری نیاز دارد، فدراسیون به ثبات و قانون‌مداری و دانشگاهها به برنامه‌ای فراتر از مسابقه. ارزیابی این نیازها نیز نباید صرفا به گزارش مدیرانی واگذار شود که خود موضوع ارزیابی هستند.

حبیبا امروز بیش از آنکه در محاصره منتقدان باشد، در محاصره پرسشهای بی‌پاسخ درباره عملکرد این سه مجموعه است. پاسخ نیز در یک انتصاب تازه یا نشست مشترک دیگر نیست؛ باید نشان داد این ساختارها چه تغییری در زندگی ورزشی دانشجویان و چه گره‌گشایی از مسائل ورزش کشور ایجاد کرده‌اند.

آقای حبیبا؛ از انتخاب این مدیران دفاع کرده‌اید؛ اکنون نشان دهید ادامه این حمایت، چه منفعت قابل سنجشی برای ورزش دانشگاهی دارد!